RSS
رقص نوازشگر شب
بر تن شب بوها
در كنار آن چشمه بالا دست
رازي از گل هاي بابونه مست
بر سر دختركي
تاجي از گل ها بود
شانه هاي باد مي لرزيد باز
كوزه از حوصله مي گفت برام