زينب !
با ما سخن بگو.
مگو كه بر شما چه گذشت،
مگو كه در آن صحراي سرخ چه ديدي،
مگو كه جنايت آنجا تا به كجا رسيد،
مگو كه خداوند، آن روز، عزيزترين و پر شكوه ترين ارزش ها و عظمت هايي را كه آفريده است، يك جا، در ساحل فرات، و بر روي ريگزارهاي تفتيده بيابان طف، چگونه به نمايش آورد، و بر فرشتگان عرضه كرد،
تا بدانند كه چرا مي بايست بر آدم سجده مي كردند....؟
آري، زينب!
مگو كه در آنجا بر شما چه رفت،
مگو كه دشمنانتان چه كردند، دوستانتان چه كردند....؟
آري اي پيامبر انقلاب حسين!
ما مي دانيم،
ما همه را شنيده ايم،
اما بگو،
اي خواهر،
بگو كه ما چه كنيم؟
لحظه اي بنگر كه ما چه مي كشيم؟
دمي به ما گوش كن تا مصائب را با تو باز گوييم،
با تو اي خواهر مهربان!
اين تو هستي كه بايد بر ما بگريي،
اي رسول امين برادر،
.........
دکتر شريعتی